تاتی تاتی
تاتی تاتی - تاتی تاتی این کلماتی بود که حدوداً یک ماه پیش تو میشنیدی و تو با کمک من قدم برمی داشتی و من کلی ذوق میکردم از این ..... و جملاتی که این چند روزه من میشنوم ...ابوالفضل جان اینقدر تند نرو - مامانش ابوالفضل رفت بدو دنبالش یه موقع نیافته - بچه نوپا یعنی نه تا پا باید دنبالش باشه و ...
البته این راه رفتن ها همیشه به خوبی به پایان نمیرسه و افتادنم همراهش هست اما نگاه نگران من همیشه با توست بعضی اوقات اروم میافتی و می دونم گریه ای که میکنی فقط واسه آغوش منه اونوقته که زیر چشمی مواظبت هستم و تو بعد از یکمی نق و نق زدن بلند میشی سرپا و میدویی سمت من اخ که چقدر این لحظه قشنگه تمام دنیام تبدیل به یک فضای کوچیک مشه که فقط من و تو توش هستیم با یه عالمه عشق با اون خنده زیبا و دستای بازی که به طرفم میای نگاهم ناخودآگاه به سمت بالا میره و میگم خدایا ممنونم ......بار ممنونتم


تاتی تاتی
